تبليغاتX
شهرآشوب
از ساخت سازهای جدید تا کنسرت گروه شهناز در گفت وگو با محمدرضا شجریان
اتفاقاً و برخلاف تصور، موسیقی که از آن تحت عنوان موسیقی سنتی یاد می کنیم در این سال ها همیشه در حال حرکت بوده است. صدایی که این روز ها به آن برچسب موسیقی سنتی زده می شود همان نیست که از نمونه های موسیقی سنتی در دوران قاجار به دست آمده است اما به نظر می آید هر چقدر در حوزه صدا به سوی مرز های جدید رفته ایم در حوزه ساز ساختن کم کاری داشته ایم و نسبتاً این دو مقوله با هم هماهنگ نیست. آیا شما کم کاری در حوزه ساختن ساز های جدید ایرانی را قبول دارید. برای مثال می بینیم بعضی از سازهای ایرانی حین اجرا کوک درمی کنند.
خیلی ها آمده اند سازهای جدید بسازند، اما موفق نشده اند. به این معنی که سازها یشان فراگیر نشده، وگرنه ساخت ساز های جدید در حد اینکه یک عده یی این سازها را بپذیرند، بوده است. سازهای جدید ساخته می شوند، ولی فراگیر نمی شوند. باید سازهای جدید را آهنگسازها و ارکسترها بپذیرند. در واقع جایگاه معرفی ساز و اینکه چطور معرفی می شود خیلی مهم است. ممکن است خیلی ها سازهای خوبی ساخته باشند، اما نتوانسته اند آن را معرفی کنند و این ساز های جدید در گوشه و کنار و در خفا باقی می مانند. بعضی هایشان هم واقعاً سازهای خوبی هستند. ولی باید روی این سازها بیشتر کار کرد، نواختن با بعضی از آنها مشکل است، باید رنگ جدید و امکانات تازه یی داشته باشند که فراگیر شوند، وگرنه سازهای قدیمی که هستند. ما در ساز های کششی کمانچه و قژک را داریم، در سازهای مضرابی تار، سه تار، دوتار و تنبور را داریم که البته بعضی از اینها مثل دوتار و تنبور نتوانسته اند در ارکسترها حضور داشته باشند، مگر مواقعی که قرار بوده یک گروه تنبورنوازی تشکیل شود، اما می شود مثلاً روی همین تنبور کار کرد که بتوان از آنها در ارکسترها استفاده کرد. ما مقداری روی معرفی سازها کم کار کرده ایم. با اینکه سازها در ارکسترهایمان تنوع زیادی ندارد، اما ساز فراوان داریم. بیش از ۱۰۰ ساز در ایران وجود دارد، اما همه اینها ارکستره نشده اند و مردم خیلی با اینها آشنا نیستند. خب، تلویزیون هم در این ۳۰ سال سازها را نشان نداده. خود این لطمه بزرگی است که به ساز خورده، در حالی که صدایش پخش شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 23:22 |

شیون فومنی (میر احمد سید فخری نژاد) از شاعران محبوب و مشهور خطه ی شمال در سال 1325هجری خورشیدی در شهرستان فومن دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی و سه ساله خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ کرد و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی -1345 در آنجا گذراند. شیون در سال 1346 وارد سپاهی دانش در طارم زنجان شد و یکسال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد و در سال 1348 وارد زندگی زناشویی شد در کوچی عهده دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال 1351 به کار تدریس مشغول بود. پس از آن نیز دردیگر نقاط گیلان به این شغل ادامه داد. او در سال 1374 مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز به تهران کوچ کرد و در همین سال با توجه به درد بیشمار مدرک تحصیلی فوق دیپلم را در رشته تجربی، از دانشگاه تربیت معلم شد . شیون در سال 1376 ه.ش پس از سالها تدریس، بازنشسته شد. او در شهریورماه 1377 پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران از دنیا رفت . آرامگاهش در بقعه سلیمانداراب رشت بنا به وصیتش در کنار مقبره میرزا کوچک جنگلی قرار دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 14:13 |

سالارعقیلی شامگاه گذشته با همراهی گروه «قمر» هفده قطعه را در دستگاه‌های ماهورمركب و دشتی را خواند.
این كنسرت با ۳۰ دقیقه تاخیر در تالار وزارت كشور آغاز شد و مجری در ابتدا توضیحاتی پیرامون این گروه ارایه كرد و سرانجام به درخواست مردم برنامه آغاز شد.


در بخش نخست این برنامه تصنیف «غلام قمر» با شعری از مولانا، ساز و آواز با شعری از حافظ ، تصنیف «هوای آفتاب» با شعری از سیاوش كسرایی، تصنیف «ابر» با اشعاری از كسرایی و سایه، سازو آواز با شعری از سعدی ، تصنیف «دیوانه مست» با شعری از خواجوی كرمانی، سازو آواز با شعری از مولانا و تصنیف «وصف» با شعری از سعدی اجرا شد كه تمامی قطعات به غیر از تصنیف «وصف» كه ساخته سالار عقیلی است، مابقی كارها ساخته و تنظیم نوید دهقان است.
در بخش دوم این برنامه و بعد از استراحت كوتاه گروه هشت قطعه از جمله تصنیف «مهتاب» با شعری از نیما یوشیج، سازو آواز با شعری از باباطاهر، تصنیف «یار و دیار» با شعری از سیاوش كسرایی، رنگ دشتی از ساخته‌های پرویز مشكاتیان، تصنیف «میهن» با شعری از كیوان آتشزاد، ساز و آواز با شعری از فریدون مشیری، تصنیف «بدرود» با شعری از سیاوش كسرایی و یك بخش تك‌نوازی اجرا كرد.
در این كنسرت رضا آبایی نوازنده‌ِ قیچك، نسیم اربابی نوازنده كمانچه ، علیرضا گرانفر نوازنده سنتور، سیاوش پورفضلی ، شاهین صفایی و بهزاد رواقی نوازنده تار ، آرش توكلی نوازنده بم‌تار، آرمان سیگارچی نوازنده عود ، كامران منتظری نوازنده تنبك ، شهریار نظری نوازنده دف و نوید دهقان سرپرست ،آهنگساز و نوزانده كمانچه بودند.

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 23:56 |

از فردا (۲۳ تا ۲۵)، «جلال ذوالفنون» نوازنده سه‌تار به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا به همراه گروهش در فرهنگسرای نیاوران به اجرا می‌پردازد.
در این كنسرت كه از فردا به مدت ۳ شب در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود ، ذوالفنون به همراه گروهش متشكل از نوازندگانی چون آرش زنگنـه:دف و چغانه، ،سهیل ذوالفنون: آهنگساز و نوازنده تار به همراه آواز سیدمرتضی فلاحتی (بامداد) به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا در دو بخش به اجرای برنامه می‌پردازد.

 

در این كنسرت، گروه ذوالفنون قطعات جدید و قدیمی را بر اساس اشعاری از مولانا را در دستگاه راست پنجگاه، شور ،مركب خوانی،نوا، بیات ترك و مركب نوازی اجرا خواهند كرد.
گروه ذوالفنون مردادماه امسال كنسرتی را نیز در سینما سپاهان اصفهان برگزار كردند.
ذوالفنون به همراه گروهش ۲۳ تا ۲۵ مهر ساعت ۳۰/۱۸ در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌رود.

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 23:18 |

اولین شب كنسرت «محمدرضا شجریان» به همراه گروه شهناز شب گذشته در تالار بزرگ كشور برگزار شد.
ترافیك سنگین میدان فاطمی از ساعت ۳۰/۱۸ حكایت از آن می‌كرد كه مشتاقان استاد آواز ایران از ۲ ساعت قبل از اجرا خود را به مكان برگزاری رسانده‌اند تا بار دیگر شاهد هنرنمایی این اسطوه آواز باشند.
بنا بر این گزارش، درب‌های تالار بزرگ كشور حدود ساعت ۱۹ باز شد تا ازدحام مردم جلوی درب كم شود.
حدود ساعت ۳۰/۲۰ گروه شهناز متشكل از نوازندگانی چون: حسین رضایی‌نیا: دف و دایره، حمید قنبری: تنبك، كاوه معتمدیان: كمانچه، سینا جهان‌آبادی: كمانچه و صراحی، شاهو عندلبی: ‌نی، رادمان توكلی و مجید درخشانی: تار، مژگان شجریان: سه تار، مهرداد ناصحی: قیچك آلتو‌ و سراهی، حامد افشاری: قیچك باس، سحر ابراهیم: قانون، رامین صفایی: سنتور، مهدی امینی: رباب و بم‌تار و محمدرضا ابراهیمی: عود به همراه محمدرضا شجریان با تشویق‌های پیاپی مردم به صحنه آمدند تا بخش اول اجرای خود را با عنوان «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور اجرا كنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 14:37 |

 

آن که سودازده چشم تو بوده است منم
وآن که ازهرمژه٬صد چشمه گشوده است منم
آن زره مانده سرگشته که ناسازی بخت
ره به سرمنزل وصلش ننموده است منم
آن که پیش لب شیرین توای چشمه نوش
آفرین گفته ودشنام شنوده است منم
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
وآن که یک بوسه ازآن لب نربوده است منم
ای که از چشم رهی٬پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال توبوده است منم

 
                                                                                                           رهی معیری

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 14:34 |

 

 

شب است و ساغر شوقم ز باده گلگون است

ولی چه سود که در جام زندگی خون است

ز سوی قمریکان شکسته بال چمن

هر آنچه نغمه به گوشم رسیده محزون است

سرود سرمدی ای دوست لحظه ای سرکن

که غم نموده کمین در پی شبیخون است

 چه گوهری به کمال تو کار برده فلک

که هر هنر که تورا داده در مکنون است

ندارد این همه شور و نشاط و سرمستی

شراب اگر چه ز خمخانه فلاطون است

قلم ز نیشکر است و رقم ز سوده مشک

ز بس که خط تو شیرین و شنگ و موزون است

پری وشان خط و خلق و بانگ و نغمه شعر

به هم برآمده ای دوست این چه افسون است

تو کوله بار هنر بسته می روی شب و روز

اگر چه فاصله ها کوه و دشت و هامون است

شجر که پاک بود میوه اش شکر ریز است

گوهر که پاک بود طالعش همایون است

به شعر حافظ و آوای دلکشت بیژن

اگر چه جان دهد از شوق باز مغبون است

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 0:40 |

آن شیخ عَلی‌الاِطْلاق، آن قطب به استحقاق، آن منبع اسرار، آن مرتع انوار، آن سبق برده به استادی، سلطان طریقت جنید بغدادی ـ رَحْمَةُ اللّه عَلیه .

خواهرزاده سَری بود و مرید او. روزی از سَری پرسیدند كه: «هیچ مرید را درجه از درجه پیر بلندتر باشد؟»‌ گفت: «باشد. و برهان آن ظاهر است. جنید را درجه، بالای درجه من است.»

 جنید، همه درد و شوق بود. و در شیوه معرفت و كشف توحید، شأنی رفیع داشته است.

و گفت: «سی سال بر درِ دل نشستم به پاسبانی.» و دل را نگاه داشتم. تا ده سال، دل من مرا نگاه داشت. اكنون بیست سال است كه من نه از دل خبر دارم، و نه دل از من خبر دارد.»

نقل است كه جنید پیوسته روزه داشتی، چون یاران درآمدندی، با ایشان روزه گشادی، و گفتی: «فضل مساعدت با برادران،. كم از فضل روزه نبود.»

نقل است كه جنید جامه به رسم علما پوشیدی. اصحاب گفتند: « ای پیر طریقت! چه باشد اگر برای خاطر اصحاب، مرقع در پوشی؟»‌ گفت: «اگر بدانمی كه به مرقع كاری برآمدی، از آهن و آتش لباس سازمی و در پوشمی. ولكن به هر ساعت، در باطن ما ندا می‌كنند كه:‌«لَیْسَ الْاعْتِبارِ بِالْخِرْقة.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 0:1 |
نام بردن از سيد جواد ذبيحی برای شنوندگان جديد راديو که هیچ وقت با صدای او پای سفره سحر ننشسته‌اند، بيهوده به نظر می‌رسد، اما دوستداران هنر آواز و شيفتگان مناجات‌های او در شب‌های ماه مبارک رمضان، محال است که صوت دلپذير ذبيحی و شورخوانی نيمه‌شب او را از ياد ببرند.

 بشنوید : علی یا علی 

شايد اگر «ربنا»ی محمدرضا شجريان از سال‌های دور تا امروز، برای نسل‌های گوناگون پخش نمی‌شد، اينک اين قطعه قرآنی حس نوستالوژيک رمضان را در تک‌تک شنوندگان صدای او برنمی‌انگيخت و اگر پخش قطعات آوازی ذبيحی هم‌چنان تا امروز از راديو يا تلويزيون تداوم داشت، صدای او بود که مهمانی خدا را در مخاطبان تداعی می‌کرد.

«با ذکر تو ای خدای عالم همه شب
در خانه خود بهشت دارم همه شب
تا بشکنم اندر ره تو پای گناه
سر بر سر سجده‌ات گذارم همه شب»

ذبيحی اين رباعيات را چنان در دستگاه شور می‌خواند که به جرأت می‌توان گفت امروز کمتر کسی می‌توان سيطره‌ موسيقايی آواز را بر اين اشعار پرمغز تحميل کند، اما تسلط کامل او بر ردیف‌های آوازی و بهره‌گيری از عناصر غيرايرانی در آواز، او را به هنرمندی بی‌رقيب در مناجات‌خوانی بدل کرده بود که راديو ايران از اواخر دهه 20 تا قبل از پيروزی انقلاب اسلامی و با مرگ ذبيحی نمی‌توانست از پخش صدای او برای مخاطبانش چشم‌پوشی کند.

اين در حالی است که در زمان او، امکانات صوتی بسیار محدودی در دسترس بود و همانند امروز که سیستم‌های پرورش صدا، برخی ضعف‌ها و معایب آواز را می‌پوشانند، خوانندگان عرصه موسيقی نمی‌توانستند عيب و نقص‌های کار خود را رفع و رجوع کنند.

به همین دليل بود که سيدجواد ذبيحی در سال‌های اول خوانندگی، بدون بهره‌گيری از دستگاه‌های رايج آن زمان، آواز می‌خواند و سپس با امکانات اوليه راديو، هنر مناجات‌خوانی خود را به رخ رقيبانش می‌کشيد.

 

 آقای خلخالی در کتاب خاطراتش صریحا اعتراف به کشتن این مرد می کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 0:15 |