تبليغاتX
شهرآشوب
روش مضراب زدن برای سه تار

پس از قرار گرفتن دست راست روی کاسه و قرار گرفتن انگشتان به نحوی که در قبل گفته شد ، به وجود آوردن آرامش و جلوگيری از هر گونه انقباض دردست راست ( کتف ، بازو و ساعد ) از نکات اوليه مضراب زدن می باشد.

.برخلاف آنچه که هنرجويان ميِپندارند ، هيچگونه نيرو يا فشاری برای  عمل مضراب زدن نبايد اعمال شود (زيرا در اين صورت نوازنده ای که يک ساعت سه تار مينوازد بايد با خستگی عضلات مواجه شود که در واقع اين طور نيست.)

اعمال هر گونه نيروی زائد و فشار در حين مضراب زدن ، نه تنها باعث سفتی دست راست خواهد شد ( در بخش آموزش دست چپ خواهيد ديد که انقباض دست راست باعث سفتی دست چپ نيز خواهد شد ) ، بلکه اثر منفی در صدا دهی  ساز نيز خواهد داشت.

تنها شيوه صحيح مضراب زدن استفاده از سنگينی  و وزن انگشت اول ( سبابه )  ميباشد. برای رسيدن به اين مهم رعايت نکات ذيل ضروری است.

1- در سه تار حرکت از  پايين به بالا  را " مضراب راست " و از بالا به پایین را " مضراب چپ " مينامند.

2- اندازه ناخن انکشت اول حدود 3 الي 4 ميلي متر و به شکل گرد و بدون زاويه  باشد.

3- انگشتان ديگر ( مخصوصا سوم و چهارم ) کاملا بدون ناخن بوده ، در غير اين صورت امکان تماس نوک انگشتان با صفحه سه تار ميسر نخواهد بود.

4- بعضی از هنرجويان به غلط عادت دارند با سر ناخن مضراب می زنند.محل صحيح اصابت ناخن به سيمها ، کناره سمت چپ ناخن است . در اين حالت کناره ناخن به صورت مماس با سيمها برخورد خواهد کرد و باعث کندن سيمها نخواهد شد.

5- زاویه دست بايد به گونه ای باشد که برای مضراب زدن روی سیم SOL  مجبور به پرش از روی سیم DO نباشیم . برای این امر فقط باید با کمی  تغيير " باند حرکت مضراب " به سمت بالاتر و بدون اينکه سیم DO در مسير حرکت مضراب برای سيم سل قرار داشته باشد ، عمل کنیم.

6- برای استفاده بهينه از وزن انگشت ، به هنگام مضراب زدن ، دادن ارتفاع لازم به انگشت اول ( بندهای انگشت  اول کاملاً باز شوند )ضروری می باشد. در اين حالت انگشت از حداکثر وزن برخوردار می باشد و به هنگام برخورد با سيم صدايی مطبوع ، عميق و حجيم به وجود خواهد آمد که باعث هيچ گونه سفتی و فشار نيز در دست نخواهد شد.

 برخلاف آنچه هنرجويان می پندارند ، صدای قوی در سه تار ، ارتباطی با محکم زدن مضراب ندارد.ريشه به وجود آمدن صدای حجيم ، در انتقال صحيح نيروی وزن انگشت به وسيله ناخن بر روی سيمها میباشد. واضح است که با ارتفاع کم انگشت ، به هيچ وجه نيرويی به وجود نخواهد آمد و صداها پوک خواهند شد. هنرجويان بايد دقت نمايند که از مضراب زدن با ارتفاع کم اکيداً خودداری کنند. تاثير تمرکز بر روی نحوه انتقال نيروی انگشت به وسيله ناخن بر روی سيمها ، از نکات بسيار مهم در عمل مضراب زدن میباشد و هنر آموزان بايد به صورت مدام اين امر مهم را به هنرجويان تذکر دهند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 15:4 |
1- روش نشستن

1- هنرجوی مبتدی برای تمرينات خود حتما" بايد از صندلی استفاده کند . زيرا تنها در اين صورت شرايط لازم فيزيكي برای تمرينات صحيح واصولی برای او فراهم خواهد شد .

2- به هنگام نشستن بر روی صندلی ، از تکيه دادن پرهيز شود وحتما ً تقريباً  از وسط صندلی استفاده شود .

3- براي راحتي بيشتر ميتوان پاي راست را بر روي پاي چپ قرار داد.

4- تمرکز در جهت آرامش فيزيکی بدن وجلوگيری از هرگونه انقباض ، گرفتگی وسفت شدن عضلات بدن از مواردی است که در کليه مراحل تمرينات به صورت خيلی جدی بايد به آن توجه کرد .   

 

2- شيوه قرار دادن سه تار

1- قرار گرفتن قوس كاسه سه تار بر روي پاي راست به طوري كه صفحه سه تار كاملاً عمود بر ران پا باشد.

2- شيب دسته سه تار به گونه اي باشد كه با خط افق زاويه 30 درجه بسازد.بر خلاف تار ، وزن دسته سه تار بر روي دست چپ تحمل مي شود از اين رو مناسب تر است كه هنرجويان از سه تار هايي استفاده نمايند كه وزن دسته آنها سنگين نباشد. هنرجويان توجه نمايند كه بالا بردن بيش از حد لازم دسته سه تار باعث بروز خستگي در دست چپ خواهد شد.

3- دست راست به حالت شل و بدون انقباض به گونه اي روي كاسه سه تار تكيه كند كه ساعد از بالاي سيم گير عبور نمايد و بند مچ ( محل اتصال كف دست به ساعد ) تقريباً بالاي خرك قرار گيرد. دقت شود در اين حالت مچ هيچگونه  شكستگي  نداشته  و كاملاً صاف باشد . وزن دست (كتف ، بازو، ساعد) كاملاً روي كاسه قرار گرفته باشد.

4- كف دست كاملاً به طرف صفحه سه تار قرار داشته باشد.

5- انگشت شست كاملاً صاف بر روي صفحه قرار گيرد به طوريكه هيچگونه تماس با سيم چهارم نداشته باشد.

6- نوك انگشتان سوم و چهارم به حالت خميده و بدون فشار روي صفحه قرار گيرد . اين نكته بسيار حائز اهميت است. وجود كمترين  فشار از سوي انگشتان سوم و چهارم بر روي صفحه سه تار ، باعث عقب رفتن كاسه سه تار و چسبيدن آن به بدن خواهد شد.اگر چه پس از اتصال پشت كاسه به بدن ، سه تار ديگر عقب نخواهد رفت ولي فشار مورد بحث كماكان وجود خواهد داشت و باعث انقباض و سفتي دست راست و بروز اشكالات مختلف در تكنيك و نوازندگي خواهد شد. بهترين راه دفع اين فشار جلوگيري از چسبيدن كاسه به بدن مي باشد.

7- انگشتان اول و دوم به حالت كاملاً آزاد در فضا قرار بگيرند.

                                                                                                  

بهتر است که افراد چپ دست نيز مانند افراد راست دست آموزش ببينند .  

 

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 14:51 |
فریدون مشیری در سی‌ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. پدرش ابراهیم مشیری افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد و در ایام جوانی به تهران آمد او نیز از علاقه‌مندان به شعر بود مشیری سال‌های اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت.
مشیری همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگی درگذشت که اثری عمیق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصیل گردید. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامه‌ها و مجلات کارهایی از قبیل خبرنگاری و نویسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد.
فریدون مشیری در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصیل را ادامه نداد و به کار مشغول شد. فرزندان فریدون مشیری، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابک (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران تحصیل کرده‌اند.
+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 16:34 |

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 19:26 |

از کتاب عرفان الحق – حضرت صفی عليشاه

۱- حفظ زبان از هر کلامی که موجب طعنه زدن و آزار و رنجش خلق شود و عقلاً ناپسند بوده چونسخن بيهوده و دروغ و سخن چینی و پرده دری و عيبجويی و بدگویی کردن و برشمردن معايب دیگران و امثال آن

۲- جلوگيری از حرکات زشت و ناپسند اعضای بدن در انظار مردم

۳- و ديگر در غم و اندوه نزدیکان شريک بوده و حرمت آنان را نگه دارد، بَداخمی را ترک و احترام به مردم و نوازش قلب و پوشانیدن عيب آنان و حُسن معاشرت و رفع خصومت و دشمنی با خلق

۴- بذل و بخشش بدون منظور و اعطا و دادن مال بدون چشم داشت

۵- درمانده را بی منٌت دست گرفتن

۶- محتاج را بی منٌت، احتیاجش را برآوردن

۷- احتیاجات مردم را بی مقصود و بدون منظور حل کردن

۸- هر حقی را در جای خود ادا کردن

۹- غريب را ياری نمودن

۱۰- يتيم را نوازش کردن، همسايه را خوشوقت داشتن، فقیر و گرسنه را غذا دادن، گدا را محروم نراندن

۱۱- ياران را در زیبایی زندگی خود شريک ساختن، به عيادت دوستان مربض رفتن، در هنگام خشم و غضب بردباری و شکیبایی کردن، با بيگانه ملايم بودن، با خويشان و نزديکان بخاطر بی احترامی کردن سخت نگرفتن، سينه را از کينه بدخواه پاک ساختن، بنده و زيردست را چون اولاد عزيز نواختن، بر ضد جمع و حضٌار حرف نزدن، بر خلاف روش وسنت مردم سلوک نکردن

۱۲- با دوستان با خوشرويی و ملاحت سخن گفتن، کسي را بچشم حقارت نديدن، به اقوال و افعال مردم خُرده نگرفتن، اظهار ملامت از محنتی با خلق نکردن

۱۳- توقع نيکی و نفع از کسی نداشتن، نيکی و نفع به هر کسی رسانيدن، گِله از هيچکس نکردن

۱۴- به از دست رفتن مال و کسب وکار خویش افسوس نخوردن، با بدست آوردن مال واموال دنیوی شاد و خرم نشدن، به نداشتن بهره، روزی و ثروت غمگین نشدن، به نشست و برخاست با ثروتمندان خوشوقت نبودن، کسی را در گرو احسان و نيکی خود نخواستن (نيکی و احسان خود را به رخ کسی نکشیدن )

۱۵- به رنجش خاطری راضی نشدن، حاجت جز بر خدا نبردن، زحمات خلق را متحمل بودن، آشنايان را به زحمت نيانداختن، از فقر و ناداری خود پيش کسی شکايت نکردن، از کوتاهی و تقصير کسی که در حیطه اراده و فرمان او نيست باز خواست نکردن، عفو را بر انتقام مقدم داشتن، احدی را از خود نااميد نکردن

۱۶- وعده خلاف به کسی ندادن

۱۷- به قول و قرار خويش عمل کردن، عهد و پيمان را برهم نزدن، اسرار کسی را فاش نساختن، سخن به درشتی و تندی و خودآراریی نگفتن، حرفی که از شان و مقام و حد و اندازه خارج است نزدن، از طمع و تمنٌا خالی بودن، از محل فتنه و فساد گريختن

۱۸- احسان و بخشش مردم را در حق خود بزرگ پنداشتن، ايثار و فداکاری خود را هر قدر بزرگ باشد کوچک و ناچيز دانستن،‌ در حق دوست و دشمن راستی کردن، ظالم و گناهکار را ستايش نکردن، بر روی بی ادب و بدزبان نخنديدن، از کسی که تقليد ديگران را در می آورد و به مسخره و شوخی میگيرد کناره جستن و دوری کردن.

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 11:14 |

بخش دوم آموزش تئوري موسيقي ايراني را به آموزش فاصله ها در موسيقي اختصاص مي دهيم. البته اين نكته را بايد متذكر شويم كه اين قسمت فقط مربوط به موسيقي ايراني نمي شود و در حالت كلي در همه نوع موسيقي يكسان است.

همانطوريكه قبلا گفته شده بود، حروفي كه در زبان موسيقي كاربرد دارند، هفت نت هستند. اين هفت نت، تفاوتشان در فركانسي است كه توليد مي كنند و از لحاظ زير يا بم بودن طبقه بندي و مرتب مي شوند. پس ميان اين نت ها فواصلي وجود دارد كه باعث تمايز آن ها مي شود. اين فواصل از واحدهايي به نام نيم پرده تشكيل مي شوند. يعني كوچكترين فاصله اي كه ميان دو نت وجود دارد، نيم پرده است. البته اين فاصله در موسيقي بين المللي به اين شكل است و در موسيقي مناطق مختلف دنيا، و در كشورهاي مختلف، كوچكتر از آن هم وجود دارد كه فعلا به آن نمي پردازيم. پس ميان نت ها نيم پرده و يا دو نيم پرده يا يك پرده وجود دارد. حال به تعريف و همينطور چگونگي وجود فواصل مي پردازيم. با توجه به اسامي نت ها، اين شكل را ترسيم مي كنيم

دو- - ر - - مي - فا - - سل - - لا - - سي - دو

به فاصله ميان دو نت دو تا ر نگاه كنيد، دو خط ديده مي شود، هر خط نشان دهنده يك نيم پرده است، پس از دو تا ر يك پرده است. بين ر تا مي هم يك پرده وجود دارد. از مي تا فا يك خط، پس از مي تا فا نيم پرده است. همينطور تا نت دو.

از دو تا ر، يك پرده و از دو تا مي دو پرده و... هر كدام از اين فواصل براي خود اسمي دارند. براي نامگذاري آن ها لازم است به اين نكات توجه داشته باشيم. فاصله مورد نظر از چند نت تشكيل شده، و ديگر اينكه اين فاصله چند پرده است. مثلا، از دو تا ر، فاصله، بين دو نت و يك فاصله يك پرده اي است. به فاصله يك پرده اي كه بين دو نت پشت سر هم وجود دارد، فاصله دوم بزرگ مي گويند. پس ر تا مي هم مي شود، دوم بزرگ، سل تا لا، لا تا سي و فا تا سل. حال اگر فاصله بين دو نت پشت سر هم نيم پرده باشد، به آن فاصله دوم كوچك مي گويند. پس مي تا فا و سي تا دو مي شود دوم كوچك. ممكن است اين فاصله از وجود يك علامت تغيير دهنده پديد آيد، مثلا، دو تا ر بمل، كه باز هم مي شود دوم كوچك. در نتيجه در مي يابيم آنچه اهميت دارد محاسبه عددي نت ها نسبت به هم و همينطور محاسبه مجموع پرده ها و نيم پرده هاي ميان آن هاست. اگر فاصله دو تا ر بيشتر از يك پرده شود و يك و نيم پرده گردد، يعني از دو تا ر ديز، به آن فاصله دوم افزوده مي گوييم. از سل تا لا ديز هم به همين شكل است. ابتدا مي گوييم، از سل تا لا مي شود دو نت، و سپس حساب مي كنيم كه بين اين دو نت چند نيم پرده وجود دارد، دو نيم پرده. و اينكه با اضافه شدن علامت ديز، به چه فاصله اي تبديل مي شود. سه نيم پرده، پس از سل تا لا ديز مي شود، دوم افزوده. از سل بمل تا لا، از سل تا لا مي شود دو نت و فاصله يك پرده، ولي با قرار گرفتن علامت بمل جلوي سل، نيم پرده به فاصله اضافه مي شود و در نهايت مي شود، دوم افزوده. از سل تا سي، مي شود سه نت يعني، سل، لا و سي. فاصله ميان آن ها دو پرده است، پس از سل تا سي مي شود سوم بزرگ. از دو تا مي هم مانند مثال قبلي است. سه نت و دو پرده كه مي شود، سوم بزرگ. از دو تا فا، چهار نت و دو و نيم پرده. براي اين فاصله مي گوييم، چهارم درست. پس چهارم درست، فاصله چهار نتي است كه دو و نيم پرده ميان آن ها وجود دارد. از دو تا سل هم مانند مورد قبلي است. پنج نت و سه و نيم پرده كه مي شود، پنجم درست. از دو تا لا، مي شود شش نت و چهار و نيم پرده كه مي شود، ششم بزرگ. از دو تا سي، هفت نت و پنج و نيم پرده كه مي شود هفتم بزرگ و از دو تا دو، هشت نت و شش كه مي شود، هشتم درست. اين فواصل ممكن است از هر نتي شروع شوند، مهم آنست كه بين آن دو چند نت فاصله است و همچنين چند پرده يا نيم پرده ميان آن ها وجود دارد. در نهايت، حالت هاي زير بدست مي آيد.

نتيجه

فاصله پرده

فاصله نت ها از هم

يكم درست يا همصدا

صفر يا شش

يك

دوم بزرگ

يك

دو

سوم بزرگ

دو

سه

چهارم درست

دو و نيم

چهار

پنجم درست

سه و نيم

پنج

ششم بزرگ

چهار و نيم

شش

هفتم بزرگ

پنج و نيم

هفت

هشتم درست يا يكم يا هنگام يا اكتاو

شش

هشت

و همچنين:

هرگاه به يك فاصله بزرگ نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تبديل مي شود. دو تا مي ديز، مي شود سوم افزوده.

هرگاه به يك فاصله درست نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تبديل مي شود. دو تا سل ديز، مي شود پنجم افزوده.

هرگاه به يك فاصله افزوده نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تر تبديل مي شود. دو تا سل ديز ديز، مي شود پنجم افزوده تر. در اين حالت مي گوييم، سل دابل ديز ## Sol

هرگاه از يك فاصله بزرگ نيم پرده كم شود، به يك فاصله كوچك تبديل مي شود. دو تا مي بمل، مي شود سوم كوچك.

هرگاه از يك فاصله درست نيم پرده كم شود، به يك فاصله كاسته تبديل مي شود. دو تا سل بمل، مي شود پنجم كاسته.

هرگاه از يك فاصله كوچك نيم پرده كم شود، به يك فاصله كاسته تبديل مي شود. دو تا مي بمل بمل مي شود سوم كاسته.

در حالت بالا، اصطلاحا مي گوييم، مي دابل بمل Mi bb

بخش فواصل، بخش مفصلي در موسيقي است كه ادامه آن را در شماره آينده پي خواهيم گرفت.


 

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 18:11 |
محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمد. در هنرستان موسيقی به مدت پنج سال به آموختن موسيقی پرداخت و موسيقی را نزد استادانی چون علی اكبر شهنازی، حبيب الله صالحی فرا گرفت. پس از پايان هنرستان به دانشكده موسيقی راه يافت و به تكميل آموخته هايش پرداخت.M. R. Lotfi در اين زمان از ديگر استادان نيز بهره جست كه می توان به اين نام ها اشاره كرد: نور علی برومند، عبد اله دوامي، سعيد هرمزی و ساير استادان دانشكده موسيقي. در جشنواره موسيقی جشن هنر ۱۳۵۴در شيراز به همراه محمدرضا شجريان و ناصر فرهنگ فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت كه بسيار مورد توجه قرار گرفت. در اجرای رديف آوازی توسط عبدالله دوامی با ساز تار وی را همراهی كرد. در سال ۱۳۵۳ به عضويت گروه علمی دانشكده موسيقی درآمد و در همين سال همكاری خود را با راديو آغاز كرد. به مدت يك سال و نيم به عنوان مدير گروه موسيقی دانشكده موسيقی هنرهای زيبای تهران به كار مشغول شد و پس از آن از اين سمت استعفا كرد. در سال ۱۳۵۴ گروه شيدا را راه اندازی كرد و به همراه گروه عارف به سرپرستی حسين عليزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت. كانون موسيقی چاووش را با همكاری هنرمندانی مثل حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان، علی اکبر شكارچی و ... راه اندازی كرد و در طی يک فعاليت چشمگير آثاری از اين گروه به جای ماند كه به گفته بسياری از اساتيد از بهترين كارهای موسيقی ايران به شمار می روند. محمد رضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جايزه نخست موسيقی دانان جوان را نيز كسب كرد. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهای زيادی که برای کنسرت به ايتاليا، فرانسه و آلمان کرد، در سال ۱۳۶۵ به آمريکا رفت. علاوه بر کنسرتهای متعدد در سراسر آمريکا، مرکز فرهنگی هنری شيدا را در واشنگتن تاسيس کرده است. وی هم اکنون پس از سالها دوری از وطن به ايران بازگشته است و در مکتب خانه ميرزا عبدالله به تدريس علاقه مندان موسيقی مشغول است.

 

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 16:53 |

موسيقي از دو بخش تئوري يا نظري و عملي تشكيل شده است. دانستن آنچه مي نوازيم يا مي شنويم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن بايد مفهوم كلمات يا جملات را بدانيم. يك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبي كه مورد استفاده قرار مي دهد را تجزيه و تحليل كند، به يك مجري بدون علم و دانش تبديل مي شود و با كسي كه از لحاظ تئوري موسيقي آگاهي دارد و نوازندگي را خوب مي داند، قابل مقايسه نيست. شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولي در جايي محدود مي گردد. نواختن و آهنگسازي نيز چنين است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوري موسيقي نيز آگاهي داشته باشيم. در اين جا به نكاتي اشاره مي كنيم كه در موسيقي ايراني مورد استفاده قرار مي گيرند و پس از آن به تئوري موسيقي به صورت كامل مي پردازيم.

الفباي موسيقي از هفت حرف تشكيل شده كه به آنها نت مي گويند. دو، ر، مي ، فا ، سل ، لا ، سي. از توالي اين هفت نت، يك هنگام يا گام بوجود مي آيد. مثل: دو، ر، مي ، فا ، سل ، لا ، سي ، دو. از يك نت تا نت بعدي فاصله اي وجود دارد كه در قسمت فواصل به آنها مي پردازيم. هر فاصله اي را به فواصلي كوچكتر تقسيم كرده اند و آنها را با علامت هايي نشان مي دهند. مثلا: از دو تا ر را اگر يك بدانيم، آن را به دو قسمت تقسيم مي كنند. دو ا-----ا------ار. از دو تا ر را پرده و هر كدام از فواصل نصف شده را نيم پرده مي نامند. اگر از نتي نيم پرده كم شود، مثل ر كه نيم پرده به سمت دو ميرود، آن را با علامتي به نام بمل ( b) مي شناسيم، و اگر نيم پرده به آن اضافه شود، مثل دو كه نيم پرده به سمت ر ميرود، آن را با علامت ديز (#) مي شناسيم. در موسيقي ايران، فواصلي نيز وجود دارند كه كمتر از نيم پرده هستند. اين فواصل از تقسيم شدن يك پرده به تقريبا چهار قسمت تشكيل شده اند. دو اا---الف---ب---پ---اا ر. اگر از يك پرده به اندازه يك چهارم كم كنيم، علامت كرن را براي آن در نظر مي گيريم. مثل: ر كه به سمت حرف « پ» ميرود. و اگر از دو به سمت «الف» برويم، آنگاه از دو تا « الف» با علامت سري شناخته مي شود. حال به مثالي براي درك فواصل مي پردازيم. دستگاه شور از اين فواصل تشكيل شده: سل، لا كرن، سي بمل، دو، ر كرن، مي بمل، فا، سل. البته در نوشتن صحيح توالي نتهاي شور بايستي نوشت: فا، سل، لا كرن، سي بمل، دو، ر، مي بمل، فا. از نت فا تا سل فاصله اي وجود دارد به نام پرده طنيني كه در آينده در مورد آن صحبت خواهيم كرد. با توضيحات و مثالهايي كه آورده شد، به تشريح اصطلاحات موسيقي ايراني مي پردازيم.

آنچه از موسيقي ايران در دست است، مجموعه اي از نواها يا آهنگهاي گذشتگان است كه به هر يك از آنها گوشه گفته مي شود، كه سابقه اي در حدود دويست سال دارد (با توجه به روايات مختلفي كه وجود دارد)، اين گوشه ها با توجه به فواصلي كه دارند مرتب شده اند كه از مجموعه اين گوشه هاي مرتب شده، دستگاه تشكيل مي شود و از مجموع دستگاه ها رديف بوجود مي آيد. در هر دستگاه، گوشه ها طوري مرتب شده اند كه فراز و فرودي را مي توان در آنها مشاهده كرد. اين فراز و فرود را با نام هايي مي شناسيم، مثل آغاز هر دستگاه كه با گوشه اي به نام درآمد شروع مي شود. در ادامه به گوشه هايي بر مي خوريم كه در قسمتهاي مياني دستگاه قرار دارند و هر كدام را با نامي مشخص مي شناسيم. مثل مواليان، دلكش، سپهر، ماوراالنهر و... . در هر دستگاه گوشه هايي وجود دارد كه همنام با گوشه هايي در دستگاه هاي ديگرند، مثل: خسرواني، نغمه، زنگوله. با اين توضيحاتي كه داده شد، از مرتب شدن و در كنار هم قرار دادن گوشه هاي مختلف، تعداد هفت دستگاه تشكيل شده كه البته در بعضي از آنها و با توجه به قدمت، نوع فواصل، شخصيت و حالت ها، چند زير مجموعه را مي بينيم كه به آنها آواز مي گويند. آواز ها در همه دستگاه ها نيامده اند، و فقط در دو دستگاه وجود دارند. در دستگاه هاي شور و همايون. آوازهاي دستگاه شور عبارتند از: بيات ترك يا بيات زند، ابوعطا، دشتي، افشاري و بيات كرد. و آوازهاي دستگاه همايون تشكيل شده اند از: بيات اصفهان و شوشتري. در توضيح بايد گفت كه بعضي ها شوشتري و بيات كرد را از آوازها نميدانند و البته ما در اينجا فقط به روايتهاي مختلف اشاره مي كنيم. در توضيح اين آوازها بايد گفت كه آوازهاي بيات ترك يا بيات زند، ابوعطا، دشتي، افشاري و بيات كرد كه از مشتقات شور بودند از فواصل يكساني همانند شور تشكيل شده اند كه تفاوت آنها در مواردي است كه خواهيم گفت. در اجراي يك گوشه گاهي يك صدا يا يك نت بيشتر از همه به گوش ميرسد يا تاكيد بيشتري بر روي آن است كه به اين نت، نت شاهد مي گوييم. در پايان هر گوشه نوعي خاتمه يا پايان دادن وجود دارد كه از يك سري جملات تشكيل مي شوند، و در آخر روي يك صدا يا نت مي ايستد، نتي كه گوشه بر روي آن مي ايستد و به پايان مي رسد را نت ايست مي نامند. يك مثال كه تمامي موارد ذكر شده در آن گنجانده شده است: دستگاه شور، گوشه درآمد:

                                      

نتي كه با رنگ سبز نشان داده شده ( فا)، فاصله طنيني است. نتهاي قرمز نتهاي شاهد هستند.

نت با رنگ آبي، نت ايست است.

با اين مثال، متوجه اين نكته مي شويم كه غير از حالت ها و فضاي ايجاد شده توسط دستگاه ها، نت هاي شاهد و ايست نقش بسيار تعيين كننده اي در تميز دادن دستگاهي از دستگاه ديگر دارند. مثلا شاهد دشتي نت « ر» است ولي شاهد بيات ترك نت« سي بمل».

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 14:47 |

به مناسبت هشتادمین سال روز تولد سایه

سالشمار زندگي و آثار ه . ا . سايه

 

 1306 شمسي = 1928 ميلادي 
    تولد در 6 اسفند ماه ، برابر با 25 فوريه 1928، در رشت . اولين فرزند فاطمه رفعت و ميرزا آقا خان ابتهاج . يكي از چهار فرزند و تنها پسر خانواده .
    
    1313 ش . = 1934 م .
    شروع تحصيل و ادامه ي تحصيلات ابتدايي و بخشي از تحصيلات دبيرستاني در مدارس عنصري ، قاآني ، لقمان ، و شاهپور در شهر رشت و بعدبراي كلاس پنجم متوسطه در دبيرستان تمدن تهران .
    
    1318 ش . = 1939 م .
    آشنائي با موسيقي و سرودن شعر.
    
    

    1325 ش . = 1946 م .
    سفر به تهران . آشنائي با مهدي حميدي شيرازي . انتشار اولين مجموعه شعر با عنوان (نخستين نغمه ها) در مهر ماه اين سال از طرف بنگاه انتشاراتي طاعتي رشت . اين كتاب مقدمه اي از مهدي حميدي شيرازي و عبدالعلي طاعتي را همراه دارد. آشنايي و دوستي با فريدون توللي .
    
    1327 ش . = 1948 م .
    آشنائي و دوستي با محمدحسين شهريار ، ابوالحسن صبا، حسين تهراني ، احمد عبادي ،...
    
    1328 ش . = 1949 م .
    آشنائي و دوستي با نادر نادرپور.

    1330 ش . = 1951 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه شعر (سراب ) در خرداد ماه توسط انتشارات صفي عليشاه ، تهران . اين مجموعه اشعار سال هاي 30 ـ 1325 را در بر مي گيرد و حاوي مقدمه اي از شاعر است . آشنائي ودوستي با مرتضي كيوان . آشنائي و دوستي با نيما يوشيج ، سياوش كسرايي ، احمد شاملو، منوچهرشيباني ، اسماعيل شاهرودي ، فريدون مشيري ، فروغ فرخ زاد، سهراب سپهري ، مهدي اخوان ثالث .
    
    1333 ش . = 1954 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه شعر (سياه مشق 1) در فروردين ماه توسط انتشارات اميركبير، تهران .(مجموعه هاي (سياه مشق ) كه طي سال هاي آتي منتشر مي شوند غزليات شاعر را در بر مي گيرند.دفتر اول كه در اين سال منتشر مي شود حاوي يك يادداشت از مرتضي كيوان و مقدمه اي از استادشهريار است و شاعر كتاب را به پدرش پيشكش كرده است ). انتشار چاپ اول مجموعه شعر(شبگير) در امرداد ماه توسط انتشارات زوار، تهران . همكاري با مجلات و روزنامه هاي مختلف همچون سخن ، كاويان ، صدف ، مصلحت ... شروع كار رسمي در شركت ساختمان هاي كشوري وسيمان تهران كه 22 سال ادامه مي يابد.
    
    1334 ش . = 1955 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه منتخب اشعار (زمين ) در دي ماه توسط انتشارات نيل ، تهران .
    
    1337 ش . = 1958 م .
    ازدواج با خانم آلما مايكيال . حاصل اين ازدواج چهار فرزند است . يلدا (1338)، كيوان (1339)،آسيا (1340)، و كاوه (1341). سفر به تبريز براي ديدار شهريار.
    1338 ش . = 1959 م .
    سفر به تبريز با نادرپور براي ديدار شهريار.
    
    1340 ش . = 1961 م .
    انتشار كتاب (غزليات معاصر ايران ) به روسي توسط جهانگير دري و ورا كلاشتورنيا كه 24قطعه از اشعار (سايه ) در آن آمده است .
    
    1341 ش . = 1962 م .
    مقدمه ي (سايه ) بر مجموعه ي شعر (خون سياوش ) سياوش كسرايي .
    
    1344 ش . = 1965 م .
    انتشار مجموعه شعر (چند برگ از يلدا) در آبان ماه . سفر به ايروان ، مسكو، لنينگراد، تاشكند،سمرقند، بخارا، و كي يف .
    
    1346 ش . = 1967 م .
    شركت در شعرخواني بر آرامگاه حافظ.
    
    1348 ش . 1969 م .
    انتشار (يادنامه ي تومانيان ) شاعر ارمني ، در مهر ماه ، تهران . (ترجمه ي اين كتاب كار مشترك (سايه )، نادر نادرپور، گالوست خاننس ، و ر. بن است .)
    
    1351 ش . = 1972 م .
    شروع كار در راديو در خرداد ماه به عنوان سرپرست موسيقي ايراني . از جمله كارهاي (سايه )تهيه ي برنامه هاي (گل هاي تازه ) و (گلچين هفته ) است .
    
    1352 ش . = 1973 م .
    چاپ مجموعه شعر (سياه مشق 2) كه تا سال 1356 اجازه ي انتشار نيافت . شركت در كنفرانس نويسندگان آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين در شهر آلماآتا (قزاقستان ). شركت در سمينار شعر آسيا وآفريقا و آمريكاي لاتين در شهر ايروان (ارمنستان ) همراه دكتر غلامعلي رعدي آذرخشي و صادق چوبك .
    1353 ش . = 1974 م .
    تشكيل گروه موسيقي شيدا با همكاري محمدرضا لطفي .
    
    1354 ش . = 1975 م .
    تشكيل گروه عارف با همكاري حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان . خروج از كار در شركت سيمان تهران .
    
    1356 ش . = 1977 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه شعر (سياه مشق 2) توسط انتشارات كتاب زمان ، تهران .
    
    1357 ش . = 1978 م .
    استعفا از راديو در 18 شهريور ماه همراه گروه شيدا و گروه عارف . انتشار چاپ سوم مجموعه شعر (سياه مشق 2) توسط انتشارات كتاب زمان ، تهران .
    
    1358 ش . = 1979 م .
    تاسيس (كانون چاووش ) با همكاري محمدرضا لطفي ، حسين عليزاده ، پرويز مشكاتيان ، وگروه شيدا و گروه عارف . چاپ مصاحبه ي (سايه ) با نشريه ي آفتاب با عنوان (شب هفتاد ساله ي سايه ).
    1360 ش . = 1981 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه ي شعر (يادگار خون سرو) در بهمن ماه توسط انتشارات توس ،تهران . (سايه ) اين مجموعه را به رفيق شهيد خود مرتضي كيوان هديه كرده است . انتشار چاپ دوم مجموعه ي شعر (شبگير) در بهمن ماه توسط انتشارات توس ، تهران . انتشار چاپ اول مجموعه ي شعر (تا صبح شب يلدا) همراه با دو نوار كاست صداي شاعر، تهران .
    
    1362 ش . = 1983 م .
    زندان ، در ارديبهشت ماه .
    
    1363 ش . = 1984 م .
    رهايي ، در ارديبهشت ماه . آغاز كار تحقيقي ديوان حافظ. عنوان كتاب (حافظ به سعي سايه )است و شاعر آن را به همسرش آلما هديه كرده است .
    
    1364 ش . = 1985 م .
    چاپ مجموعه شعر (سياه مشق 3) در فروردين ماه توسط انتشارات توس ، تهران . (اين مجموعه در سال 1369 انتشار يافت .) انتشار چاپ سوم مجموعه ي (شبگير) و چاپ دوم مجموعه ي (يادگار خون سرو) در فروردين ماه توسط انتشارات توس ، تهران .
    
    1366 ش . = 1987 م .
    سفر به تبريز و آخرين ديدار با شهريار در خرداد ماه همراه محمدرضا شفيعي كدكني ... سفر به آلمان و اقامت در شهر كلن .
    
    1367 ش . = 1988 م .
    برگزاري شب هاي شعر در آلمان ، اتريش ، و دانمارك .
    
    1368 ش . = 1989 م .
    برگزاري شب هاي شعر در آلمان ، دانمارك .
    
    1369 ش . = 1990 م .
    انتشار چاپ اول مجموعه ي شعر (آينه در آينه ) برگزيده ي اشعار به انتخاب دكتر محمدرضاشفيعي كدكني در پائيز و چاپهاي دوم و سوم در زمستان ، توسط نشر چشمه ، تهران . انتشار چاپ اول مجموعه شعر (سياه مشق 3) توسط انتشارات توس ، تهران .
    
    1370 ش . = 1991 م .
    انتشار چاپ چهارم مجموعه ي شعر (آينه در آينه ) در بهار، توسط نشر چشمه ، تهران .
    
    1371 ش . = 1992 م .
    برگزاري شب شعر در هلند. انتشار چاپ اول مجموعه شعر (سياه مشق 4) توسط انتشارات چشم و چراغ ، تهران .
    1373 ش . = 1994 م .
    انتشار چاپ اول كتاب (حافظ به سعي سايه ) در قطع رحلي توسط انتشارات چشم و چراغ وتوس ، برگزاري شب شعر و سخنراني درباره ي ديوان حافظ در شهر بابل . برگزاري شب شعر وسخنراني درباره ي ديوان حافظ در لندن . انتشار چاپ دوم (حافظ به سعي سايه ) در قطع وزيري توسط انتشارات چشم و چراغ ، تهران . برگزاري شب شعر در سوئد، نروژ، و دانمارك .
    
    1374 ش . = 1995 م .
    سفر به ايالات متحده آمريكا و شعرخواني و سخنراني درباره ي ديوان حافظ در شهرهاي بركلي ، لوس آنجلس ، دالاس ، نيويورك ، فيلادلفيا، سان ديه گو، سياتل . گپ بيژن اسدي پور با (سايه )در ارديبهشت ماه در نيوجرسي . سفر به ايالات متحده آمريكا و شعرخواني و سخنراني درباره ي ديوان حافظ در شهرهاي واشنگتن ، بالتيمور، شيكاگو، سن خوزه ، اكلاهماسيتي . سفر به كانادا وشعرخواني و سخنراني درباره ي ديوان حافظ در شهرهاي تورنتو و ونكوور. انتشار چاپ پنجم مجموعه ي شعر (آينه در آينه ) در تابستان توسط نشر چشمه ، تهران . برگزاري شب شعر و سخنراني درباره ي حافظ در دانشگاه سوربن پاريس . انتشار شماره ي پنجم نشريه ي (دفتر هنر) ويژه ي (سايه )در اسفند ماه . انتشار (حديث نفس ) گپ بيژن اسدي پور با سايه در اسفند ماه .
    
    1378
    انتشار كتاب راهي و آهي (منتخب هفت دفتر شعر)، انتشارات سخن ، 1378.
    انتشار سياه مشق ]پنج [، كارنامه ، 1378.
    
    1385
    انتشار كتاب تاسيان ، كارنامه ، 1385.

از اشعار هوشنگ ابتهاج:

در کوچه سار شب - سایه

ارغوان شعری از هوشنگ ابتهاج

بوسه – هوشنگ ابتهاج / ه الف سایه

زندان شب یلدا - هوشنگ ابتهاج

سرگذشت - هوشنگ ابتهاج

گریز - امیرهوشنگ ابتهاج - سایه

 

ارغوان

 ارغوان! شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟ 

من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آن چه مي بينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند.

 ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي‌ماند.

 كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.

 نفسم مي گيرد
كه هوا هم اين جا زنداني است.
هرچه با من اين جاست 
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز 
گوشه چشمي هم 
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است.

اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من 
گريه مي انگيزد

 ارغوانم آنجاست 
ارغوانم تنهاست 
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود 
هر دم از ديده فرو مي ريزد.

ارغوان !
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است 
واين چنين بر جگر سوختگان 
داغ بر داغ می افزايد

ارغوان!
پنجه خونين زمين!
دامن صبح بگير 
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس 
كي براين دره غم مي‌گذرند؟

ارغوان !
خوشه ی خون!
بامدادان كه كبوترها 
بر لب پنجره باز سحر غلغه می آغازند، 
جام گلرنگ مرا 
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.

آه ! بشتاب كه هم پروازان 
نگران غم هم پروازند.

ارغوان !
بيرق گلگون بهار !
تو بر افراشته باش 
شعر خونبار مني 
ياد رنگين رفيقانم را 
بر زبان داشته باش.

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان!
شاخه همخون جدا مانده من!

 فروردين 1363

"ارغوان" با صدای شاعر

 هنر گام زمان

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام ، دل آدمیان است
دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
فریاد ، ز داد آن همه گفتند و نکردند
یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است
از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی ست که اندر قدم راهروان است

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 13:47 |

-مشايخ من در حديث وعلم و شريعت بسيارند، اما پير من در تصوف و حقيقت شيخ ابوالحسن خرقاني است واگر او را نديدمي كجا حقيقت دانستمي!"(از رسائل خواجه عبدالله انصاري)


-نقل است كه شيخ ابوسعيد ابوالخير گفته است:
"من خشت خام بودم چون به خرقان رسيدم گوهر بازگشتم!(تذكره الاولياء شيخ عطار).


-شيخ ابوالحسن خرقاني بر سردر خانقاه خود نوشته بود:
"هركه در اين سرا درآيد، نانش دهيد و از ايمانش (نامش) مپرسيد. چه آن كس كه بدرگاه باري تعالي به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد"!(نورالعلوم).

و گفت:"جوانمردي دريايي است به سه چشمه: يكي سخاوت، دوم شفقت، سوم بي نيازي از خلق ونيازمندي به حق" (نورالعلوم).

-گفت:"همه يك بيماري داريم، چون بيماري يكي بود دارو يكي باشد. جمله بيماري غفلت داريم، بياييت تا بيدار شويم" (نورالعلوم).


-شيخ گفت: "اگر آتشي ازتنور تو در جامه تو افتد زود كوشي تا بكشي، روا داري كه آتش كبر و حسد وريا در دل تو قرار گيرد كه اين آتشي استكه دين ترا بسوزاند" (نورالعلوم)

-"عالم بامداد برخيزد طلب زيادتي علمي كند، زاهد زيادتي زهد طلبد و ابوالحسن در بند آن بود كه سروري به دل برادري رساند"(تذكره الاوليا).


-نقل است كه وقتي در خانقاه وي از كرامت سخني ميرفت وهر يك از آن جماعت چيزي مي گفتند شيخ فرمود:"كرامت جز خدمت خلق نباشد"(تذكره الاوليا).

-"دين را از شيطان چندان فتنه نيست كه از دو طايفه، اول علمايي كه بر دنيا حريص باشند، و ديگر زهادي كه از علم بي بهره گردند"(تذكره الاوليا).


-ازو پرسيد كه در دنيا چه كردي؟ گفت:"با خلق خدا چنان صلح كردم كه هرگز جنگ اتفاق نيفتد و با نفس از بدايت عمر جنگي كردم كه تا كنون صلح نكردم، و هر چه مرا رسيد اين دو چيز رسيد"(نامه دانشوران).

 

+ نوشته شده توسط حمید حسین زاده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 12:56 |